مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

311

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

چنين سخنى گويد ؟ در ياد كرد دنيا و اينكه چيست ؟ در كتابى ، بابى ويژهء اختلاف مردمان در خصوص اين كه دنيا چيست ، يافتم . در اين كتاب از گروهى حكايت كرده بود كه برآنند دنيا عبارت است از جهان ، به تمامى ، با همه اجزايش از آسمان و زمين و آنچه در آنهاست . و از گروهى حكايت كرده بود كه دنيا عبارت است از پى در پى آمدن چهار فصل و بقاى رشد و زك و زاى [ 1 ] و چون اينها به پايان رسد دنيا به پايان رسيده است . و از گروهى ديگر حكايت كرده بود كه دنيا عبارت است از روشنى روز و تاريكى شب . و از گروهى ديگر اينكه دنيا عبارت است از همين آفريدگان و ديگر هيچ . و چون فانى شود ، دنيا فانى شده است . و از گروهى ديگر اينكه دنيا عبارت است از فرمانروايى و مال و جاه و خوشى . و از گروهى ديگر اينكه دنيا عبارت است از آنچه ميان آسمان و زمين است . و گروهى گفته‌اند : دنيا ، زمان است . آنها كه گفته‌اند « دنيا عبارت است از همين جنس آفريدگان » ، منظورشان آغاز آفرينش است بمعنى ظهور رشد و باليدن ، نه آنچه از آفرينش آسمانها و زمينها و فرشتگان ، پيش از آن بوده است و يا آنچه از آفريدگان ، پيش از آفرينش انسان ياد شده است . و آنها كه گفته‌اند « دنيا عبارت است از جهان ، به تمامى . » آنچه را كه قبل از آدم بوده است نيز از دنيا شمرده‌اند . و همچنين كسى كه دنيا را تعريف كرده و حدّ آن را گفته است ، از همان جا كه حدّ آن دانسته ، آغاز كرده است . خداى تعالى گويد : « فريفته مكناد شما را زندگانى نخستين و فريفته مكندا شما را ، از خداى ، فريبنده . » ( 31 : 33 ) و گويد : « كاشكى پيش فرستادمى مر زندگانى باقى را . » ( 89 : 24 ) پس خبر داد كه دنيا زندگانى است و آخرت زندگانى است ، آنگاه صفت فانى را به دنيا نسبت داد و صفت باقى را به آخرت به دليل بقاى آن . و از اين روى دنيا را دنيا خوانده كه به خلق دنوّ دارد ، يعنى نزديك است . و آخرت را آخرت خوانده‌اند چرا كه متأخر است تا آنگاه كه دنيا فانى شود . پس هر چه از عالم خلق و امر ، فانى است ، يا فانى خواهد شد ، هر چه باشد ، دنياست . و هر چه فانى نگردد آخرت است . آيا نمىبينى كه چون كسى پير شود و جوانيش سپرى گردد ، گويند دنياى او سپرى شده است و چون كسى مال و جاهش تباه شود ، گويند دنياى او سپرى شد . و

--> [ 1 ] زك و زاى ، برابر توالد و تناسل ، در خراسان رايج است .